طلبه ای طالب یار
   1   2   3   4   5   >>   >

+ جانم را بگیر

پنجشنبه 2 خرداد 1387 ساعت 2:47 صبح
به نام خدای مهربان 

تا حالا فکر کردین برای چی باید زندگی کرد؟ برای چی اومدیم، از کجا اومدیم و به کجا خواهیم رفت؟  

شما چقدر دوست دارین در این دنیا زندگی کنید؟ در این باره امام سجاد علیه السلام بهترین جواب رو فرمودن

 

 بخشی از دعای مکارم الاخلاق حضرت علی بن الحسین علیهما السلام

 خدایا، تا زمانی به من عمر ده که در راه اطاعت و بندگی تو هستم. پس اگر موقعى فرا رسد که عمر و زندگیم چراگاه شیطان باشد، جانم را بگیر و به حیاتم پایان ده پیش از آنکه بغض تو متوجه من شود یا خشمت در باره‏ام استقرار یابد.

 
َ عَمِّرْنِی مَا کَانَ عُمُرِی بِذْلَةً فِی طَاعَتِکَ، فَإِذَا کَانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ فَاقْبِضْنِی إِلَیْکَ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُکَ إِلَیَّ، أَوْ یَسْتَحْکِمَ غَضَبُکَ عَلَیَّ.
الصحیفة السجادیة 94    (و کان من دعائه علیه السلام فی مکارم الأخلاق و مرضی الأفعال)

 


حال خود بس تباه می‌بینم
  نامه‌ی دل سیاه می‌بینم 
یوسف روح را ز شومی نفس 
 مانده در قعر چاه می‌بینم 
خط طومار عمر می‌خوانم
  همه واحسرتاه می‌بینم 
در دل بی‌قرار می‌نگرم
  ناله و سوز و آه می‌بینم 
ره دراز است و دور من خود را 
 همه بی‌زاد راه می‌بینم 
پایمردی که دست او گیرد 
 محض لطف اله می‌بینم 
عذر خواه عبید بی‌چاره
  کرم پادشاه می‌بینم
 

 

شاعر عبید زاکانی

 حدیث و شعری از حضرت فاطمه سلام الله علیها رو در اولین پست وبلاگ بخونید اولین ارسال به نام مادرم  اگر فونت متن رنگش مشکل داره در این لینک بخوندیش اولین ارسال به نام مادرم

 

نوشته شده توسط : علیرضا کیش مهر

نظرات دیگران [ نظر]


+ درد دل خویش با که گویم داد دل خویش از که جویم

جمعه 20 اردیبهشت 1387 ساعت 3:14 صبح
به نام خدای مهربان

 

رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا  (سوره بقرة آیه250)

 

گر غصه روزگار گویم   بس قصه بی شمار گویم 
یک عمر هزارسال باید   تا من یکی از هزار گویم 
چشمم به زبان حال گوید   نی آن که به اختیار گویم 

 

گاهی اوقات اتفاقات غیر منتظره و بدی در زندگی پیش میاد که آروز میکنیم همش یک خواب و کابوس باشه ولی اینطور نیست، دنیا محل آرامش نیست،

حضرت علی علیه السلام فرموده : "الدنیا دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَوْصُوفَةٌ لَا تَدُومُ أَحْوَالُهَا دنیا جایی است که با سختی ها پیچیده شده و به بی وفایی وصف شده و احوالش دوامی ندارد" (نهج البلاغه)

 

مشکلات و سختی ها امتحان ماست و جز با کمک خدا نمیتوان قبول و سربلند از این آزمون ها بیرون آمد بلا و غم غصه های دنیا هم دو دسته است

"مَنْ قَصَّرَ فِی الْعَمَلِ ابْتُلِیَ بِالْهَم. آن کس که در عمل کوتاهى کند، دچار اندوه گردد"(نهج البلاغة ص: 91)

و یا

"سُئِلَ ص مَنْ أَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً فِی الدُّنْیَا فَقَالَ ص النَّبِیُّونَ ثُمَّ الْأَمَاثِلُ فَالْأَمَاثِلُ وَ یُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ عَلَى قَدْرِ إِیمَانِهِ وَ حُسْنِ عَمَلِهِ فَمَنْ صَحَّ إِیمَانُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ اشْتَدَّ بَلَاؤُهُ وَ مَنْ سَخُفَ إِیمَانُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُه‏ از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله پرسیدند: کدام مردم در دنیا، در معرض امتحان و گرفتارى سخت‏تر قرار دارند؟ پیامبر در پاسخ فرمود: پیامبران؛ سپس کسانى که به آنان نزدیک‏تر و شبیه‏ترند؛ مؤمن نیز به اندازه ایمان خویش و خوش کردارى خود بلا مى‏کشد؛ هر که ایمانش درست و کردارش نیکو باشد، بلا و گرفتاریش سخت‏تر است و هر که ایمانش سست و کردارش ضعیف باشد بلا و امتحان الهى براى او اندک است."(تحف العقول ص39)

 

رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسینا أَوْ أَخْطَأْنا

رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِنا

رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا.

پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن!

 پروردگارا! تکلیف سنگینى بر ما قرار مده، آن چنان که بر کسانى که پیش از ما بودند، قرار دادى!

پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایى،(سوره بقرة آیه286)

 

 

 

نوشته شده توسط : علیرضا کیش مهر

نظرات دیگران [ نظر]


+ جوجه ی ما رو ندیدین؟؟؟!!!

یکشنبه 5 اسفند 1386 ساعت 2:23 صبح
به نام خدای مهربان

 

سلام
قرار بود که در این پست در مورد راههای کنترل انحرافات جنسی بپردازم ولی دلم طاقت نیاورد که این پست رو ننویسم

 

خانم ناظم در وبلاگشون در مورد دختری نوشتن که .....(حتما بخونید)


چه بسیار کودکان گرسنه ای که شبها گرسنه میخوابند
چه بسیار کودکانی که طعم محبت رو نچشیده اند و
چه بسیار کودکانی که در فردا به سبب این همه محرومیتها به نگاهی به ظاهر محبت آمیز دین و دنیای خود رو از دست میدهند
و وای به حال همه ما که میتونم حتی به قدر بسیار کمی دل کودک معصومی رو شاد کنیم و نمی کنیم
و وای به حال آنانی که میتوانند و باید کاری کنند و نمیکنند و همیشه مدعی و طلبکار هستند و .....

این شعر هم خیلی تامل و تالم برانگیزه


یه نفر خوابش میاد و واسه خواب جا نداره

 

یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره

 

یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره

 

میخواد امتحان کنه که داره یا نداره

 

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم میشه توش

 

اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

 

بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره

 

انتخابم می کنه پولشو اما نداره

 

یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه

 

اون یکی مداد برای آب بابا نداره

 

یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی

 

اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

 

یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد

 

مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره

 

یه نفر تولدش مهمونیه همه میان

 

یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره

 

یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش

 

یکی داره می میره خرج مداوا نداره

 

یکی انشاشو میده توی خونه صحیح کنن

 

یکی از بر شده دردو دیگه انشا نداره

 

یکی می ارزه هر امضاش به هزار تا عالمی

 

یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره

 

تو کلاس صحبت چیزی میشه که همه دارن

 

یکی می پرسه چرا مال ما نداره

 

یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا

 

یکی اونقدر دیده که میل تماشا نداره

 

یکی از واحدای بالای برجشون میگه

 

یکی اما خونشون اتاق بالا نداره

 

یکی جای خاله بازی کلاس شنا میره

 

یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره

 

یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره

 

یکی طاقت واسه صدور ویزا نداره

 

یکی فکر آخرش رژیمای غذائیه

 

یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره

 

یکی از بس که شومینه گرمه می افته از نفس

 

یکی هم برای گرمای دستاش ها نداره

 

دخترک میگه خدا چرا ما .... مادرش میگه

 

عوضش دخترکم اون خونه لیلا نداره

 

یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه

 

هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره

 

یکی آزمایش نوشتن واسش اما نمیره

 

میگه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره

 

بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل

 

مگه درس و شور و شوق و رویا نداره

 

یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه

 

پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره

 

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم

 

دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

 

راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم

 

ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره

 

بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره

 

یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره

 

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما

 

این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره

 

خدا به هر کسی هر چی که دلش می خواد بده

 

همه چی دست اونه ربطی به شعرا نداره

 

آدما از یه جا اومدن همه میرن یه جا

 

اونجا فرقی میون فقیر و دارا نداره

 

کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت

 

با نمی شه با نمی خوام با نشد با نداره


مریم حیدرزاده



چو بینی یتیمی سر افگنده پیش  مده بوسه بر روی فرزند خویش                                           
یتیم ار بگرید که نازش خرد؟   وگر خشم گیرد که بارش برد؟ 
الا تا نگرید که عرش عظیم   بلرزد همی چون بگرید یتیم 
به رحمت بکن آبش از دیده پاک   به شفقت بیفشانش از چهره خاک  اگر سایه خود برفت از سرش   تو در سایه خویشتن پرورش 
من آنگه سر تاجور داشتم   که سر بر کنار پدر داشتم 
اگر بر وجودم نشستی مگس   پریشان شدی خاطر چند کس 
کنون دشمنان گر برندم اسیر   نباشد کس از دوستانم نصیر 

 

                                                                     سعدی






                                                

نوشته شده توسط : علیرضا کیش مهر

نظرات دیگران [ نظر]


   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[2/3/1387- 2:47 ص] جانم را بگیر
[20/2/1387- 3:14 ص] درد دل خویش با که گویم داد دل خویش از که جویم
[5/12/1386- 2:23 ص] جوجه ی ما رو ندیدین؟؟؟!!!
[3/12/1386- 10:47 ع] نیاز جنسی و ......
[24/10/1386- 2:5 ص] چرا توسل (3)
[9/10/1386- 10:51 ع] چرا توسل؟ (2)
[9/10/1386- 4:55 ص] چرا توسل؟ چرا لقمه دور سر گردوندن؟
[26/9/1386- 12:31 ص] توبین منتظران هم عزیز من چه غریبی؟!
[17/9/1386- 8:28 ع] رفیق! چهارده شب کار دارم با تو.
[17/9/1386- 1:38 ص] عزیزم چــقــدر دلم برات تنگ شده
[17/9/1386- 12:38 ص] امتحان
[28/8/1386- 11:20 ع] کاروان رفت....
[18/8/1386- 9:27 ع] حفظ حجاب، اشتیاق و التهاب افزاست
[17/8/1386- 11:49 ص] این هم بازی ما و در آخر فریاد
[25/7/1386- 12:3 ع] بغض گلویم را فشرد
[همه عناوین(62)][آرشیو شده ها]